فهرست مناسبتها با جزئیات

    • ۱۹ شهریور
    • 10 September
    • ١٧ ربيع الاول

سوان معمار برجسته انگلیسی در چنین روزی در سال 1753 میلادی به دنیا آمد . موزه سوان، عنوان مهمترین اثر معماری اوست .

ورفل نویسنده استرالیایی در چنین روزی در سال 1890 میلادی دیده به جهان گشود . چهل روز موزا دوگ، عنوان مهمترین اثر داستانی اوست .

در چنین روزی در سال 1520 میلادی  سفر تاریخی «ماژلان» آغاز شد . او یک دریانورد پرتغالی است . وی  از کاشفان اقیانوس آرام بود . او  برای نخستین بار توانست از اقیانوس اطلس به اقیانوس آرام راه یابد و نام  ماژلان را براین تنگه نهاد .

 آیت الله سید محمود  طالقانی ملقب به ابوذر زمان در سال 1282 ه ش در دهستان گلیرد از توابع طالقان دیده به جهان گشود . پدر بزرگوارش ابوالحسن طالقانی از عالمان دینی دوران خود به شمار می رفت و بد ین لحاظ فرزند خود را برای تحصیل علوم دینی به  قم فرستاد  . سید محمود تاسن 28 سالگی به تحصیلا ت خود در علوم اسلامی در مدارس رضویه و فیضیه قم ادامه داد و پس از آن در مدرسه سپهسالار (  شهید مطهری کنونی )  شروع به تدریس کرد . او در سال 1318 برای نخستین بار به جهت اعتراض رسمی به حکومت به جهت هتک حرمت اسلام به زندان محکوم  شد  وی اما پس از رهایی از زندان تحصیل و تدریس خود را ادامه داد و در سال های سی و سی و یک به اردن و مصر مسافرت کرد . آیت الله طالقانی در مبارزات ملی شدن نفت فعالانه حضور داشت و فردای 28 مرداد 1332 به جرم پنهان کردن نواب صفوی رهبر فداییان اسلام ؛ در خانه اش دستگیرشد  و به زندان افتاد . او پس از هربار که به زندان می افتاد عزم خود را بیشتر جزم می کرد و به مبارزه علیه رژیم ستمشاهی به شکل جدی تری می نگریست تا اینکه پس از چند دوره زندان سرانجام در سال 1356 به ده سال زندان محکوم ولی در اثر اعتراضات مردمی در هشتم آبان 1357 از زندان آزاد شد .با خباثت و خیانتهایی که سازمانهایی چون « چریکهای فدایی خلق »( کمونیستها ) و« مجاهدین خلق »( منافقین ) مرتکب شدند و اثبات کردند که هیچ هدفی جز سلطه کمونیسم شوروی و خائنین بر ایران ندارند ، طالقانی نیزپس از انقلاب اسلامی  برآشفت . سرانجام در خطبه های نماز عید فطر در روز 2 / 6 / 1358 حرف دل خویش را زد و ناراحتی و عصبانیت خود را این گونه ابراز کرد :
« چقدر ما سعی کردیم و کوشیدیم با مذاکره ، با مهربانی و دور هم نشستن مسائل را حل کنیم . چه با این جوجه کمونیستهای داخل خودمان ( چریکهای فدایی و حزب توده ) ، چه با آنها ( مجاهدین خلق ) .یک مشت جوان احساساتی 30 ساله ، خیال می کنند قیم همه مردم هستند . قیم همه زنان ما هستند . زنان ما احتیاج به قیم ندارند . می گویند زنها حقشان پایمال شده ، مگر خودشان نمی توانند حرف بزنند ؟ می گویند کارگرها حقشان پایمال شده ، به تو چه که دستت پینه نزده . نشستی فقط شعار می دهی . جوانهای مسلمان ما هستند که در این آفتاب و با این زبان روزه ، در میان مزارع کار می کنند . آنجا نشستی فقط شعار می دهی ؟ این شد مسئله ؟
من خودم را برای دفاع از اینها داشتم فدا می کردم . حتی در مقابل بعضی از تنگ نظرها ، اندک بینها ، ما را متهم کردند . حتی خود رهبر به من فرمود در مورد اینها چرا مسامحه می کنی ؟ می گفتم شاید به نصیحت و موعظه و تغییر شرایط و اوضاع به عامه مردم جذب شوند . و دیگر حوصله همه را سر آورده اند .
ببینید آن رهبری که سراپا دلسوزی نسبت به محرومین و مستضعفین است ، چگونه او را به خشم آوردند . این کار بود ؟ حالا بچشند جزای اعمال خودشان را ، با کارهایی که کردند دیگر در میان مردم جایی ندارند . بروند فکر دیگری بکنند ... »
 پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم در پنجم مرداد 1358 به فرمان امام خمینی ره نخستین نماز جمعه را در دانشگاه تهران اقامه کرد .

آن عالم ربانی  سرانجام در چنین  روزی  در سال 1358 دار فانی را وداع گفت . آیت الله طالقانی در طول حیات پبر برکت خویش آثار گرانبهایی نیز از خود به جای نهاد که از میان آنها می توان به تفسیر پرتوی از قرآن در 5 جلد ، اسلام و مالکیت  ، آ ینده بشریت ، تفسیر سوره یوسف ، جهاد و شهادت ، مرجعیت و روحانیت و شرح نهج البلاغه اشاره کرد .
امام راحل درباره وی فرمود :« او برای اسلام به منزله حضرت اباذر بود . زبان گویای او چون شمشیر مالک اشتر برنده بود و کوبنده .

در چنین روزی در سال عام الفیل 53 سال پیش از هجرت خاتم المرسلین حضرت محمد ابن عبدالله دیده به جهان گشودند . عموم سیره نویسان اتفاق دارند که،تولد پیامبر گرامى در عام الفیل،در سال 570 میلادى بوده است.اکثر محدثان و مورخان بر این قول اتفاق دارند که تولد پیامبر،در ماه‏«ربیع الاول‏»بوده،ولى در روز تولد او اختلاف دارند.در روایات منقول است ولادت آن حضرت با اتفاقات بسیاری همراه بود . آیت الله سبحانی در کتاب فروغ ابدیت در این باره چنین می نویسد :  شاید جامعترین حدیث در اینباره حدیثى است که مرحوم صدوق‏«ره‏»در کتاب امالى بسند خود از امام صادق علیه السلام‏روایت کرده و ترجمه‏اش چنین است که آنحضرت فرمود: همه بتها در صبح آن شب به رو در افتاد و هیچ بتى درآنروز بر سر پا نبود،و ایوان کسرى در آن شب شکست‏خورد وچهارده کنگره آن فرو ریخت.و دریاچه ساوه خشک شد.ووادى سماوه پر از آب شد. آتشکده‏هاى فارس که هزار سال بود خاموش نشده بود در آن شب خاموش گردید. و مؤبدان فارس در خواب دیدند شترانى سخت اسبان عربى‏را یدک مى‏کشند و از دجله عبور کرده و در بلاد آنها پراکنده‏شدند،و طاق کسرى از وسط شکست‏خورد و رود دجله در آن‏وارد شد. و در آن شب نورى از سمت‏حجاز بر آمد و همچنان بسمت‏مشرق رفت تا بدانجا رسید،فرداى آن شب تخت هر پادشاهى‏سرنگون گردید و خود آنها گنگ گشتند که در آنروز سخن‏نمى‏گفتند. دانش کاهنان ربوده شد و سحر جادوگران باطل گردید،وهر کاهنى که بود از تماس با همزاد شیطانى خود ممنوع گردید ومیان آنها جدائى افتاد. آمنه گفت:بخدا فرزندم که بر زمین قرار گرفت دستهاى‏خود را بر زمین گذارد و سر بسوى آسمان بلند کرد و بدان‏نگریست،و نورى از من تابش کرد و در آن نور شنیدم گوینده‏اى‏مى‏گفت:تو آقاى مردم را زادى او را محمد نام بگذار. آنگاه او را بنزد عبد المطلب بردند و آنچه را مادرش آمنه گفته‏بود به عبد المطلب گزارش دادند،عبد المطلب او را در دامن‏گذارده گفت: الحمد لله الذى اعطانى هذا الغلام الطیب الاردان قد ساد فى المهد على الغلما ستایش خدائى را که بمن عطا فرمود این فرزند پاک و خوشبورا که در گهواره بر همه پسران آقا است. آنگاه در باره او اشعارى‏ سرود.
حضرت محمد(صلى الله علیه وآله وسلم)، فرزند عبداللّه بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف، در مکه دیده به جهان گشود. مشیت خداوندگار جهان بر این حکم قرار گرفت که این کودک به هنگام ولادت  از محبت پدر در فرهنگ عربستان محروم بماند. آن حضرت تنها  شش سال داشت که مادرش آمنه را نیز از دست داد. رسول اکرم ص  تا هشت سالگى تحت  سرپرستى  عبدالمطلب -پدربزگش  بود و پس از رحلت وی در خانه عمویش ابوطالب زندگی را ادامه داد . ایشان در سیزده سالگى به همراه عمویش ، ابوطالب به  شام رفت . در همین سفر بود که شخصیت منحصر به فرد و امانتدارى خود را نشان داد.  ایشان در سن بیست و پنج سالگی   با خدیجه دخترچهل ساله خویلد از زنان ثروتمند مکه ازدواج کرد. محمد(ص ) ،  در میان مردم مکه همواره به امانتدارى و صداقت مشهوربود  تا آنجا که همه، او را محمد امین می خواندند.در همین سال ها بود که با نصب حجرالاسود و به منظور جلوگیرى از فتنه و آشوب بین قبایل  تدبیر خویش را به منصه ظهور نشاند و با شرکت در انجمن جوانمردان مکه  ، پیمان "حلف الفضول" را برای حمایت ازبی پناهان و غریبان  منعقد ساخت . طهارت رفتار و گفتار ،  درستکارى و پرهیز از شرک ،  بی اعتنایى به مظاهر دنیوى و اندیشیدن مداوم  در نظام آفرینش، او را کاملاً از دیگران متمایز ساخته بود.آن حضرت درچنین روزی و در سن  چهل سالگى ، درخلوتگاه همیشگی خود ، غار حرا،   به پیامبرى برانگیخته شد.  دعوت ایشان  تا سه سال مخفیانه بود. پس از این مدت، آن حضرت رسالت خود را  با دعوت  بستگان خویش  آغاز کرد و سپس با دعوت عامه به سوی عموم مردم رفت و همگان را به توحید و پرهیز از شرک  فرا خواند .در همین دوران  سران قریش و بندگان زر و زور و تزویر که موقعیت خود را با حضور محمد ص در خطر می دیدند ، مخالفت با آن حضرت  را آغاز کردند و به آزار ایشان  پرداختند. حضرت محمد(ص ) در مدت سیزده سال در مکه، با همه آزارها و شکنجه هاى مشرکان  مکه ، مقاومت کرد و از مواضع الهى خویش هرگز عقب نشینى ننمود.پس از سیزده سال تبلیغ در مکه، آن حضرت ناچار به هجرت شد.پس از هجرت به یثرب که بعدها مدینه النبی نام گرفت زمینه های مناسبى براى تبلیغ اسلام فراهم شد، هر چند که در این ده سال نیز کفار، مشرکان، منافقان و قبایل یهود، مزاحمت هاى بسیارى براى او ایجاد کردند. در سال دهم هجرت، پس از انجام مراسم حج  و ابلاغ امامت حضرت على بن ابی طالب(ع ) در غدیر خم و اتمام رسالت بزرگ خویش، آن حضرت در بیست و هشتم  صفر سال یازدهم هجرى، رحلت کرد . رسول اکرم ص  به واقع تجسم انسان کامل - که تمامی فلاسفه درآثار خود بدان پرداخته اند - بود هم او که  خدایش او را چنین می ستاید: اى پیامبر تو داراى بهترین اخلاق هستى. او نه تنها  درعبادت ، که در  امور اجتماعی، مسایل سیاسی ،  دستگیری از نیازمندان  ، مسایل فرهنگی ، اقتصادی و...  سرآمد همگان بود .

حضرت امام جعفر صادق(ع ) رئیس مذهب شیعه در روز هفدهم ربیع الاول سال هشتاد و  سه  هجرى قمری دیده  به جهان گشودند . پدربزرگوارشان   امام محمد باقر(ع ) و مادر گرامیشان   ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابى بکر است  .امام صادق (ع) کنیه‏هاى متعددى چون  ابوعبدالله ، ابواسماعیل و ابوموسى داشتند  که مشهورتر  آنها ابوعبدالله است . ایشان  القاب چندى هم داشته اند همانند صادق ، فاضل، قائم، کافل، منجى  که  صادق مشهورترین آنها است . امام صادق  (ع )  تا دوازده  سالگى نخستین درس های الهی را نزد امام  سجاد (ع) فرا گرفت و پس از رحلت امام چهارم ،  نوزده سال  نیز معاصر  پدر بزرگوارش امام محمد باقر(ع)  بود .
به نوشته مناقب ابن شهر آشوب امام صادق (ع) مردى بود  چهارشانه، زیبا روى و خوش سیما. موهایش کوتاه و پر پشت بوده و وسط استخوان بینى‏اش کمى برجستگى داشته است . قسمت بالاى پیشانى‏اش کم مو، پوست بدنش نازک و برگونه‏اش خالى مشکین  وجود داشته است. 
 به نوشته مورخین حضرت امام صادق(ع) ده  فرزند داشت . هفت پسربه نامهاى اسماعیل ، عبدالله ، موسى ، اسحاق ، محمد ، عباس وعلى و سه دختر به نامهاى ام‏فروه ، اسماء و فاطمه . اسماعیل پسر بزرگتر آن امام است . بعضى از شیعیان بر این گمان بودند که اسماعیل بعد از پدربه امامت ‏خواهد رسید . اما او در روزگار زندگانى پدر درگذشت و امام وى‏ را در قبرستان بقیع به خاک سپرد و بر مردن او سخت گریست  . امام(ع) پیش از به خاک سپردن اسماعیل، روى او را گشود تا مردم ببینند اسماعیل‏ مرده است ، ولى پس از مرگ اسماعیل گروهى مردن او را باورنکردند و پس از امام صادق (ع)  او را امام دانستند و فرقه اسماعیلیه را شکل دادند . به این گروه شیعه هفت امامی می گویند.  
امام صادق (ع)  در در سن سی و یک سالگی پس از شهادت امام باقر(ع) به در جه رفیع امامت نایل آمدند و  مدت سی و چهار  سال مسوولیت  امامت شیعیان را به عهده گرفتند .
دوران زندگى پر بار امام جعفرصادق(ع) مصادف بود با خلافت پنج  تن  ازخلفای  بنى امیه و دوتن از بنی عباس  .  هشام بن  عبدالملک ، ولید بن یزید (ولید دوم) ، یزید بن  ولید (یزید سوم) ، ابراهیم بن ولید و مروان بن  محمد ( مروان حمار )  ، و دو تن از عباسیان به نامهای  ابوالعباس ،عبدالله پسر محمد معروف به سفاح و ابوجعفر پسر محمد معروف به‏ منصور خلفای هم دوره امام صادق (ع) بودند .
دوران امام صادق(ع ) را می توان  یکى ازپر حادثه ترین  دوره های  تاریخ اسلام دانست .  قیام  " ابو سلمه " در کوفه و" ابو مسلم"  در خراسان و ایران از جمله  حوادث سیاسی این دوره تاریخی است  .  همچنین این دوران را می توان به عصر برخورد مکاتب  و ایدئولوژى های  فلسفى و کلامى ،  نام نهاد  . امام  ششم (ع) در این اوضاع سیاسی و فرهنگی  از یک سو در صدد حفظ شیعه  دربرابر توفانهای  رایج بر آمدند  و از سوی دیگر با بیان اصول دین اسلام و پایه گذاری فقه جعفری ،  مانع از انحراف شیعیان از  اصول و معارف اسلامى از مسیر راستین  آن  شدند.  در این شرایط دشوار، امام (ع )  با ایجاد مکتب فقه جعفری  به احیاء و بازپیرایی  معارف اسلامى پرداخت و در این مکتب علمى به تربیت  چهار هزار شاگرد متخصص  در رشته هاى مختلف علمی همت گمارد  .
دانشگاه امام صادق(ع ) بزرگترین و ژرفترین نهضت علمى را پدیدار ساخت و همه مدارس و خطوط علمى عصر خود را تحت الشعاع قرار داد، حتى شاگردان برجسته اى از اهل تسنن از این دانشگاه بهره ها بردند و به مقامات عظیم علمى رسیدند.
شیخ طوسى در رجال خود شمار این افراد را سه هزار و یکصد و نود و هفت نفر مرد  و دوازده  زن عنوان می کند . به همین دلیل است که  امام صادق(ع) را به عنوان رئیس مذهب جعفرى می شناسند . علامه سید شرف الدین مى نویسد: هشام کتابهاى بسیار تالیف نمود که 29 عدد آن شهرت دارد. جابر بن حیان که او را پدر علم شیمى خوانند، یکى از شاگردان امام صادق(ع ) بود، که کتابى درهزار صفحه بزرگ، شامل پانصد رساله در علوم مختلف، تألیف نمود. شاگردان امام که از  بلاد مختلف به نزد آن حضرت حاضر می شدند پس از فراگیری حدیث و علوم آل الله ، هریک روانه منطقه ای می شدند  و  خود مبلغ و بازگو کننده منطق امام (ع) و پاسدار میراث دینى و علمى  تشیع   می گشتند  . 
وسعت علمی امام صادق( ع)  به قدری گسترده است که بسیاری از روسای مذاهب دیگر به جامع الاطراف بودن ایشان اذعان داشتند . فقها و دانشمندان بزرگ در برابر عظمت علمى آن حضرت سر تعظیم فرود مى‏آوردند و برترى علمى او را مى‏ستودند .در تهذیب التهذیب ابن حجر عسقلانى آمده است ،   ابو حنیفه، پیشواى مشهور فرقه حنفى، مى‏گفت: من دانشمندتر از جعفر بن محمد ندیده‏ام . مالک ، پیشواى فرقه مالکى نیز مى‏گفت: در علم و عبادت و پرهیزگارى، برتر از جعفر بن محمد هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده و به قلب هیچ بشرى خطور نکرده است. در حدود بیش از چهار هزار نفر از امام صادق (ع) حدیث روایت کرده‏اند. مرحوم شیخ مفید مى‏نویسد: عالمان حدیث، اسامى راویان موثق را که با اختلاف در رأى و اعتقاد از امام حدیث شنیده و یا روایت کرده‏اند، گردآورى نموده‏اند که تعدادشان بالغ بر چهار هزار نفر مى‏ شود.
امام صادق(ع )  همواه مبارزى نستوه و خستگى ناپذیر در میدان فکر و عمل بوده است . ایشان بنا به  مقتضیات زمانی در کسوت  تدریس و تأسیس مکتب و انسان سازى خدمات شایانی را به جامعه شیعه ارایه کردند به طوری که امروزه غالب روایات فقهی منسوب به آن حضرت است . 
در ده سال پایانی عمر شریف امام صادق(ع) منصور عباسی فشار خود را بر شیعیان حضرتش دو چندان کرد و تنگی و عسرت فراوانی را برطرفداران امام(ع) تحمیل کرد چنان که حتی امام (ع) در این دوره  در ناامنى و ناراحتى بیشترى به سر مى برد. منصور شیعیان را در مدینه بشدت تحت کنترل و مراقبت قرار داده بود، به طورى که در مدینه جاسوسانى داشت تا کسانى را که با شیعیان امام صادق (ع) رفت و آمد داشتند، گردن ب‏زنند.  حکایت جابر جعفی در باره فشار گسترده بر شیعیان جالب توجه است .  جابر جعفى یکى از یاران ویژه امام است که از طرف آن حضرت براى انجام دادن امرى به سوى کوفه مى رفت. در بین راه قاصدى تیز پاى امام به او رسید و گفت امام(ع) مى گوید: خودت را به دیوانگى بزن، همین دستور او را از مرگ نجات داد و حاکم کوفه که فرمان محرمانه ترور را از طرف خلیفه داشت از قتلش به خاطر دیوانگى منصرف شد. البته بعدها در همین دوره قیام زید به وقوع پیوست که شرح آن در این مقال نمی گنجد .
 اینکه امام (ع) در چه ماهى به شهادت رسیده اند  ، روایات مختلف است . برخى بیست و پنج شوال و برخى نیمه رجب را روایت کرده‏اند؛ ولى  مورخان شیعه و سنى اتفاق دارند که سال وفات امام، سنه 148 هجرت بوده است، و روایت بیست و پنج شوال نیز مشهور است . نویسندگان و تاریخدانان شیعه متفقاً اعتقاد دارند که والى مدینه از سوى منصور عباسى ، امام صادق (ع) را به وسیله زهر مسموم و شهید کرده است . و کفعمى در مصباح  روایت کرده که امام با انگورى زهرآگین مسموم و شهید شده است .در این میان برخى محققان اهل سنت نیز شهادت امام را به وسیله زهر، روایت کرده‏اند . امام کاظم (ع) پدرش را پس از شهادت در میان دو تکه پارچه سفید که لباس احرام او بود به اضافه پیراهن و دستارى که یادگار جد ش حضرت على بن الحسین (ع) بود و نیز در میان بردى که آن را به چهل دینار خریده بود، پیچید و در قبرستان بقیع به خاک سپرد.

منابع :
حضرت آیت لله خامنه‏اى، سیدعلى، پیشواى صادق، تهران، انتشارات سید جمال
دکتر شهیدى، سید جعفر، تاریخ تحلیلى اسلام تا پایان امویان، ط 6، تهران، مرکز نشر دانشگاهى 
علامه مظفر ، محمد حسین ، صفحاتی از زندگی امام جعفر صادق ع