فهرست مناسبتها با جزئیات

    • ۳ شهریور
    • 25 August
    • ١ ربيع الاول


درچنین روزی درسال 1095 میلادی جنگ های صلیبی میان مسلمانان ومسیحیان آغاز شد. جنگ های صلیبی به جنگ هایی گفته می شود که در آن مسیحیان برای رهایی بیت المقدس از دست مسلمانان در قرون یازده و دوازده میلادی بدان دست می یازیدند . نخستین کسی که لوای جنگ را برافراشت راهبی بنام پطرس از اهالی فرانسه بود . جنگ های صلیبی هشت جنگ است که در جنگ اول و چهارم هیچیک از پادشاهان اروپایی دخالت نداشتند و فقط نجبا و اصیل زادگان بودند که بر صلیبی  ها فرمانروایی می کردند . غیر از جنگ اول در باقی  جنگ ها مسیحیان از مسلمانان شکست خوردند .


بیلو روسی  یا روسیه سفید کشوری است در شرق اروپا در شمال اوکراین و مشرق  لهستان . مساحت آن حدودا یک هشتم کشور ایران است . قسمت غربی این کشور در سال 1922  تحت کنترل لهستان بود و بالاخره در بیست و پنجم  اوت  سال  1991 میلادی اعلام  استقلال کرد . هشتاد درصد مردم آن  از نژاد بیلو روسی و سیزده در صدر مردم آن روس هستند . زبان رسمی این کشور بیلوروسی  ونوع حکومت آن جمهوری است . پایتخت این کشور مینسک نام دارد .


این کشور در آمریکای جنوبی و در منطقه معتدل جنوبی ، در ساحل اقیانوس اطلس  قرار دارد . نژاد مردم این کشور سرخ و سفید است و اکثر آنان به زبان اسپانیولی تکلم می کنند. غالب مردم این کشور پیرو دین مسیحیت و بویژه مذهب کاتولیک اند . حکومت این کشور نیز جمهوری است . اروگوئه در چنین روزی در سال 1830 از اسپانیا مستقل شد و در هجدهم دسامبر سال 1945 میلادی به عضویت سازمان ملل متحد در آمد . پایتخت این کشور مونته ویدئو نام دارد .

ایوان پنجم نخستین تزار روسیه در چنین روزی در سال 1530 میلادی به دنیا آمد . او در میان سالهای 1533 تا 1584 براین کشور حکومت کرد .


استابزر نقاش توانای انگلیسی در چنین روزی  در سال 1724 میلادی به دنیا آمد . او بیشتر به نقاشی  حیوانات می پرداخت  . "خانه ترسیده از شیر" عنوان مهمترین اثر بصری اوست .


این پزشک و جراح حاذق سویسی در چنین روزی در سال 1841 میلادی به دنیا آمد . وی متخصص تیروئید بود . او در سال 1909 میلادی نوبل پزشکی را از آن خود کرد .


لودویک دوم پادشاه باوارایا در چنین روزی در سال 1845 میلادی  دیده به جهان گشود. وی بین سالهای 1864 تا 1886 بر این کشور حکومت کرد .

ولپ ، آهنگساز بر جسته آلمانی در چنین روزی در سال 1902 میلادی به دنیا آمد . "زئوس و الیدکو" عنوان مهمترین اثر موسیقایی اوست .

هانکر رهبر سیاسی آلمان شرقی در چنین روزی  در سال 1912 میلادی به دنیا آمد .

هایف آهنگساز بر جسته سیبریایی در چنین روزی در سال 1914 میلادی به دنیا آمد . "شاهزاده زندیلا" عنوان مهمترین اثر موسیقایی اوست .

برنشتین  آهنگساز بر جسته آمریکایی در چنین روزی در سال 1918 میلادی به دنیا آمد . او علاوه بر آهنگسازی پیانو را به زیبایی می نواخت . آثار او در دوره خود محبوب جوانهای آمریکایی بود .

مور ، نویسنده ایرلندی در چنین روزی  در سال 1921 میلادی به دنیا آمد . "کاتولیک ها" و "همسر دکتر" از عناوین مهمترین آثار داستانی اویند .


شون کانری بازیگر بر جسته آمریکایی در چنین روزی  در سال 1930 به دنیا آمد . او در فیلمهای بزرگی چون "جیمز باند" و "مردی که می خواست پادشاه باشد" بازی کرد .


فردریش ویلهلم نیچه   در پانزدهم اکتبر سال 1844 میلادی به دنیا آمد . وی در اصل از اعقاب یک خانواده لهستانی بود . پدرش مردی روحانی بود . او در هفت سالگی پدر خود را از دست داد و خود  یک عمر با ضعف روحی و جسمی در جهان باقی ماند . فلسفه او ناشی از جسمی ناتوان مغزی نامتعادل است . فلسفه نیچه هم انسان  را مسحور می کند و هم او را می ترساند . سیر جنون آمیز نیچه در عالم فلسفه تاحدی ناشی از شکست او در عشق بود . روح بسیار حساس وی  وقتی بیشتر متزلزل شد که از  زن مورد علاقه خود جواب منفی شنید . او تاهجده سالگی تحت نفوذ مادر در محیطی سخت گیرانه  آموزش های دینی را فراگرفت اما وضعیت تعصب آمیز آموزش ها او را به سوی بی دینی سوق داد . نیچه علاوه بر ماکیاولی ، شوپنهاور را نیز مقتدای فلسفی خویش می دانست . کتاب "چنین گفت زرتشت " مهمترین اثر اوست . در زمستان 1988 جنون نیچه  سخت بالا گرفت . ناچا راو را به بیمارستان بردند . سرانجام در چنین روزی  در سال 1900 میلادی بدرود حیات گفت . می گویند بسیاری از دیکتاتور های معاصر جهان نشخوارگر اندیشه های نامقدس نیچه بوده اند .

هرشل کاشف سیاره اورانوس در چنین روزی  در سال 1822 میلادی در گذشت . وی به هنگام مرگ 85 سال داشت .

کاپت ، نویسنده آمریکایی در چنین روزی در سال 1984 میلادی در گذشت ." در خون سرد " عنوان مهمترین اثر داستانی اوست .

پس از وقوع جنگ جهانی دوم که در اول سپتامبر 1939 آغاز شده بود ، ایران بی طرفی خود را اعلام کرد ، اما به دلیل گستردگی مرز کشور  با اتحاد جماهیر شوروی سابق و در گیری آن با آلمانی ها به نظرمی رسید که انجام چنین امری عملا ناممکن تلقی شود . علاوه بر چنین وضعیتی  ،  اوضاع داخلی ایران نیز به هیچ وجه مناسب نبود و فقر و تنگدستی سراسر کشور را فرا گرفته بود و به همین دلیل قشر متوسط به پایین جامعه  نیز از استبداد رضاخانی به تنگ آمده بودند .   ارتش متفقین به بهانه های واهی از قبیل حضور جاسوسان آلمانی در ایران به اشغال کشور مبادرت ورزید .رضا شاه درابتدا تصمیم به مقاومت در برابر این نیروها گرفت اما به دلیل فقد پایگاه مردمی و نارضایتی عمومی از عملکرد او،  ایران بدون هیچ مقاومتی به اشغال
نیروهای مهاجم  در آمد . اشغال ایران در سوم شهریور 1320 خیلی سریع و آسان تحقق یافت و با تهاجم نیروهای انگلیسی  و شوروی سابق از جنوب و شمال صورت رسمی و جدی به خود گرفت . این اشغال  تا پایان جنگ در سال 1324 ادامه داشت . قحطی ، گرانی و پایمال شدن نمامیت ارضی ایران از جمله عواقب چنین اشغالی بود .

در چنین روزی در سال صفر هجری حضرت رسول اکرم ( ص ) از مکه به مدینه مهاجرات کردند . این تاریخ به عنوان تاریخ هجری مشهور شد .

تلخیص از کتاب  «تاریخ اسلام از آغاز تا هجرت »  از حجه السلام والمسلمین علی دوانی :
همین که پیغمبر( ص )  از خانه خارج شد  ، جبرئیل نازل گردید و گفت: یا رسول الله! راه «غار ثور» را پیش گیر. غار ثور در کوهى در مسیر «منا» است. چون بلندى کوه مانند شاخ‏هاى گاو است، آن را «ثور» یعنى گاو مى‏خواندند. پیغمبر راه منا را پیش گرفت و با توکل به خدا از مکه خارج شد. در میان راه با ابوبکر برخورد نمود. ابوبکر که موضوع را از پیغمبر شنید، از حضرت خواست او را با خودبرد تا پس از خارج شدن پیغمبر از مکه از آسیب قریش در امان باشد، پیغمبر هم پذیرفت. وقتى به کوه ثور رسیدند داخل غار شدند. از آن طرف همین که هوا روشن شد سران قریش به جستجوى پیغمبر پرداختند. پس از رفع خطر پیغمبر از غار بیرون آمد و دید که چوپانى به نام «ابن اریقط‏» پیش مى‏آید. پیغمبر او را خواست و از وى تضمین گرفت که خبر او را به اهل مکه نرساند. چوپان پرسید: قصد کجا دارید؟ حضرت فرمود: یثرب. چوپان گفت: من شما را از راهى خواهم برد که هیچ کس اطلاع نیابد.
پیغمبر سرانجام در  روز 12 ماه ربیع الاول سال یازدهم وارد حومه مدینه و دهکده «قبا» شد. مردم مدینه که اطلاع یافتند پیغمبر وارد خواهد شد، مرد و زن و پیر و جوان همراه مسلمانان مهاجر تا قبا به استقبال آمده بودند، و چون پیغمبر را دیدند هلهله کنان شادى‏ها نمودند. زنان و دختران و کودکان مدینه در پشت‏بامها با صداى بلند این سرود پرشور و دلنشین را مى‏خواندند. طلع البدر علینا من ثنیات الوداع وجب الشکر علینا ما دعا لله داع ایها المبعوث فینا جئت بالامر المطاع‏یعنى: ماه تابان به سوى ما طلوع کرد. از نقطه ثنیة الوداع (ثنیة الوداع نقطه‏اى بوده که مسافرین مدینه را تا آنجا تودیع و بدرقه مى‏کردند.)شکر این نعمت بر ما واجب است. تا هنگامى که کسى خدا را مى‏خواند. اى پیغمبرى که در میان ما برانگیخته شده‏اى!فرمانى مطاع از جانب خدا آورده‏اى. پیغمبر ضمن قدردانى از مردم مدینه از پیران و زنان و کودکان خواست تا به شهر برگردند، و خود با بقیه مردم مدینه و مهاجرین چند روز در قبا ماند، تا اینکه على علیه السلام از مکه رسید و با رسیدن وى پیغمبر آماده شد تا وارد مدینه شود. ابن اثیر مى‏نویسد: چون على علیه السلام از انجام آنچه پیغمبر به وى دستور داده بود در مکه فراغت‏یافت، مکه را ترک گفت و به مدینه هجرت نمود. شب‏ها در حرکت بود و روزها خود را پنهان مى‏کرد تا وارد مدینه شد در حالى که پاهایش مجروح شده بود. همین که پیغمبر از آمدن على علیه السلام آگاهى یافت فرمود: بگوئید على بیاید. عرض کردند:یا رسول الله! على نمى‏تواند راه برود. پیغمبر (صلى الله علیه و آله) خود آمد و على (علیه السلام) را در آغوش گرفت و از مشاهده ورم پاهاى او گریست. ( کامل ابن اثیر، ج 2 ص 75)